چهل و سه

بخواب !

شاید فراموش کنی

زمستان پشت شیشه های ترسیده اتاقت

عشق را

روی شاخه های شک زده باغ

خشکانده است

 

بخواب !

شاید فراموش کنی

دروغهای حقیر فروخورده ات

کنار کاغذهای سفید تلمبار شده

روی میز کار جدیدت

تپانچه را روی مغز باور فریب خورده ات

گذاشته و هزار بار چکانده است

 

بخواب !

شاید فراموش کنی

اما ...

تمام اینها حقیقت دارد .

/ 0 نظر / 15 بازدید